رویای آرزوها
بغض من میفشرد این دل خونینم را .........می دهد حال دگر این شب غمگینم را
آیلار کئچه ٬ ابللر کئچه٬ گولوم سنی سنی اونوتمارام٬ آدیم - آدیم ٬ قاریش - قاریش٬ ائلیم سنی اونوتمارام٬ وئردین عهدی ٬ آندی یئله٬ من عشقیمده وارام هله٬ ته فدر ائیلرسن ائله٬ ظولون سنی اونوتمارام٬ یولومو آلسا چن ٬ دومان٬ آیریلیق اولومنن یامان٬ سنه چاتماسا هئچ زامان٬ الیم سنی اونوتمارام٬ گوریاغیشیم ٬ چاییم اولان٬ دلی نعرم ٬ هاییم اولان٬ منیم نیسکیل پاییم اولان٬ دیلیم سنی اونوتمارام٬ سطیر - سطیر هؤروکلنن٬ ائلین دردیله یوکلنن٬ کرمی اوسته کؤکلنن٬ تئلیم سنی اونوتمارام٬ آموزگارى تصمیم گرفت که از دانشآموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. آهنگی قدیمی از آلبوم عروسک شب استاد سیاوش قمیشی لینک دانلود: ( حجم : ۴،۵۵۶kb ) تن زخمی رو تن زخمی جاده کی غم رفتنو کاشته کی تو غربت جدایی خواب خورشید رو شکسته کی تو شهر عشق و رویا شعر نفرین رو نوشته برای دیدن متن کامل ترانه فایل pdf آنرا دانلود کنید: لینک دانلود:(حجم: 248kb) کد آهنگ تن زخمی با تشکر از وبلاگ خدایا دل شکسته ام زجر کشیده ام ظلم دیده ام از همه چیز نا امید و از بازی سرنوشت مایوسم در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک قرار گرفته ام تنها ترا می شناسم و تنها به سوی تو می آیم تنها با تو راز و نیاز می کنم با شدتی وحشیانه و جنون آمیز ٬ آن چنان که قلبم را سخت به درد آورد ٬ آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح ٬ بی درنگ ٬ آسمان از روی زمین بَرَم دارد . زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد . اما ... نه ٬ من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را . من یک " متوسطِ " بی چاره بودم و ناچار ٬ محکوم که پس از آن نیز " باشم وزندگی کنم ". نه ٬ باشم و زنده بمانم . و در این " وادی حیرتِ " پر هول و بیهودگی سرشار ٬ گم باشم . و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن در درونش خاموش می میرد و آرزو های سبز در دلش می پژمرد ٬ در برزخ شوم این " پیدای زشت " و آن " ناپیدای زیبا " خُرد گردم . که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست . در برزخ ِ دو سنگِ این آسیای بی رحمی که ... که " زندگی "نام دارد ! 

او دانشآموزان را یکىیکى به جلوى کلاس میآورد و چگونگى اثرگذارى آنها بر خودش را بازگو میکرد.
آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ میزد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: « من آدم تاثیرگذارى هستم.»
سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژهاى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت.
آموزگار به هر دانشآموز سه روبان آبى اضافى داد و از آنها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.
ادامه مطلب


| Design By : Night Skin |


