رویای آرزوها
بغض من میفشرد این دل خونینم را .........می دهد حال دگر این شب غمگینم را
آیلار کئچه ٬ ابللر کئچه٬ گولوم سنی سنی اونوتمارام٬ آدیم - آدیم ٬ قاریش - قاریش٬ ائلیم سنی اونوتمارام٬ وئردین عهدی ٬ آندی یئله٬ من عشقیمده وارام هله٬ ته فدر ائیلرسن ائله٬ ظولون سنی اونوتمارام٬ یولومو آلسا چن ٬ دومان٬ آیریلیق اولومنن یامان٬ سنه چاتماسا هئچ زامان٬ الیم سنی اونوتمارام٬ گوریاغیشیم ٬ چاییم اولان٬ دلی نعرم ٬ هاییم اولان٬ منیم نیسکیل پاییم اولان٬ دیلیم سنی اونوتمارام٬ سطیر - سطیر هؤروکلنن٬ ائلین دردیله یوکلنن٬ کرمی اوسته کؤکلنن٬ تئلیم سنی اونوتمارام٬ آموزگارى تصمیم گرفت که از دانشآموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. آهنگی قدیمی از آلبوم عروسک شب استاد سیاوش قمیشی لینک دانلود: ( حجم : ۴،۵۵۶kb ) تن زخمی رو تن زخمی جاده کی غم رفتنو کاشته کی تو غربت جدایی خواب خورشید رو شکسته کی تو شهر عشق و رویا شعر نفرین رو نوشته برای دیدن متن کامل ترانه فایل pdf آنرا دانلود کنید: لینک دانلود:(حجم: 248kb) کد آهنگ تن زخمی با تشکر از وبلاگ خدایا دل شکسته ام زجر کشیده ام ظلم دیده ام از همه چیز نا امید و از بازی سرنوشت مایوسم در مقابل آینده ای تیره و مبهم و تاریک قرار گرفته ام تنها ترا می شناسم و تنها به سوی تو می آیم تنها با تو راز و نیاز می کنم
استادى از شاگردانش پرسید:
چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟
چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت:
چون در آن لحظه،آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم
استاد پرسید:این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟
آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنین توضیح داد:
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند،قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد.
آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.
هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد،این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسید:
هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟
آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟
چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است.
فاصله قلبهاشان بسیار کم است.
استاد ادامه داد:
هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد،چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود.
سرانجام،حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند.این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد .


او دانشآموزان را یکىیکى به جلوى کلاس میآورد و چگونگى اثرگذارى آنها بر خودش را بازگو میکرد.
آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ میزد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: « من آدم تاثیرگذارى هستم.»
سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژهاى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت.
آموزگار به هر دانشآموز سه روبان آبى اضافى داد و از آنها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.
ادامه مطلب

| Design By : Night Skin |


